خدا كنه سيزده بدر به تون خوش گذشته باشه به ما كه خيلي خوش گذشت جاتون خالي ما كه رفته بوديم گردن گاه بسات سيزده بدر اماده كرده بوديم وحسابي فوتبال بازي كرديم بعد فوتبال رفتيم كه ناهار بخوريم كه يك دفعه يدونه موش از بقل سفره رد شد همه جيغ زدند وبدرم با بيل زد توي كلش وهمه ي اين سر وصدا ها خوابيد بعد ازاين كه ناهار خورديم رفتيم به صحرا ويك عالمه سبزي وجيغال اسمك چيديم وداشتيم مي امديم كه وسايل رو جمع كنيم كه يك دفعه باران شديدي گرفت وسوار ماشين شديم و به سوي سد باغكل خوانسار رفتيم خلاصه خيلي به همون خوش گذشت اميدوارم به شما هم خوش گذشته باشه.
برچسب:
نویسنده: رضا